السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
291
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
غيرى و موجود شدنشان محتاج به واسطه در ثبوتند ، كه علل آنها مىباشند . و قيد لذاته در تعريف وجوب ذاتى براى نفى اين نوع واسطه است . چنانكه وجود واجب تعالى نياز به واسطه در عروض ندارد ، بر خلاف ماهيات امكانى كه براى موجود شدنشان محتاج به واسطهء در عروض هستند ، كه آن واسطهها همان وجودات آنهايند . و قيد بذاته براى نفى واسطهء در عروض است . « 1 » وجوب غيرى عبارت است از ضرورتى كه بر وجود ممكنات از ناحيهء علل آنها ملحق مىشود . بديهى است كه صدور وجودات امكانى از علل خود تا به مرز حتميت و وجوب نرسد آنها از علل خود صادر نمىشوند كه ما از اين حتميت صدور به وجوب غيرى تعبير مىكنيم . در ممتنع بالذّات ، عدم براى آن وجوب و ضرورت دارد . و هيچگاه از اين حالت ذاتى خارج نمىشود ، مانند اجتماع و ارتفاع نقيضين و غير اينها . ولى امتناع بالغير گرچه هم اكنون متصف به امتناع است ، لكن امتناع را از ناحيهء عدم علت خود يافته است . وقتى زيد ، وجود ندارد به جهت آن است كه علت او وجود ندارد . و اين امتناع به سبب غير است كه فقدان علت او باشد . ممكن ذاتى عبارت است از اينكه يك چيز فى نفسه و با قطع نظر از ديگرى ، مسلوب الضّروره باشد ؛ هم ضرورتِ وجود هم ضرورتِ عدم . چرا امكان غيرى ، ممتنع است ؟ متن وأمّا الامكان بالغير فممتنع . . . كتحققِ وجودين لشىء واحد . ترجمه قبلًا گفته شد امكان بالغير ممتنع است ، زيرا اگر امكان بالغير به چيزى ملحق شود ، طبيعتاً از
--> ( 1 ) . واسطه در عروض مانند حركت سفينه كه واسطه در عروض حركت بر جالس آن مىباشد